حكيم ميسرى

پيشگفتار 9

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى )

بينجاميد دانشنامهء من * برآمد زو مراد و كامهء من به سال سيصد و هفتاد بوديم * كزين نامه همى پردخته شوديم ( 4462 و 4463 ) حكيم ميسرى در اين كتاب بر اختصارگويى كوشيده و بارها به اين موضوع اشاره كرده است از آن جمله : بگفتم اندرين تركيب عالم * و نيز از حال فرزندان آدم هرآنچ او گفتى بد مختصر را * گزيده شد پسنديده اثر را ( 366 و 367 ) در شرح استرخاى مجراى بول گويد : گر استرخا بود در مجرى بول * درين بسيار باشد لفظ با قول و ليكن ما بگفتستيم كوتاه * كه برگ‌وساز باشد خود برو راه ( 2169 و 2170 ) و در علائم بيمارى دقّ نيز به كوتاه‌گويى خود اشاره كرده و گويد : نشان دقّ دانم سخت بسيار * گرش جمله بگويم هست دشوار و ليكن خوارمايه چيزكى زود * بگويم خود بباشى زو تو خشنود ( 4029 و 4030 ) و در بيان انواع نبض گويد : اگر هركدام را شرح دهم سخن زياد مىگردد ، و بناى گفتار من در اين كتاب بر اختصار نهاده شده است تا مردمان به آسانى ياد گيرند : طبيبان نامه‌ها بسيار دارند * و نبضش را از آن‌گونه گزارند طويلست و عريضست و بطى است * ضعيفست و قوّى و ممتلى است سريع و رخو و صلبست و صغيرست * و نبض انبساطست و كبيرست و نظم مستوى و منتظم نيز * و شاهق باز جو اين را به تمييز و نبض موش دم و نبض عالى * و نبض منحنى و نبض نملى و نبض مايل و موجى و دودى * و مفشارى و پيچيده و رعدى ازين هر نام را شرح است بسيار * و ليكن جاى من نه جاى گفتار